در کتاب مصاحبه با آنتون پارکس گفته به خاطر بازخوانی جسورانه سابقه دخالت موجودات فرازمینی در پیدایش انسان. پارکس خود را در وضعیت عجیبی از خود آگاهی که امکان دسترسی به چیز های عجیب و دست یافتنی را فراهم می کند.

صحبت های روزنامه نگار درباره کتاب راز ستارگان تاریک

آنتون پارکس در کتاب راز ستارگان تاریک گفته که طبقه فرازمینی های خزنده و جنگ سالار قطب مذکر نقش کلیدی در پیدایش مذاهب یهودی _ مسیحی ایفا کند. با تاکید بر زبان سومری و منشاء زبانی باستانی در ریشه شناسی لغت ها و مفاهیمی که به اصطلاح اقوام اولیه نامیده می شوند. مثلا هوپی ها یا دو گونه ای مالی که رایج بوده است. زبان سومری که از زبان منشاء ای مشتق شده و خدایانی را در این فرهنگ های سنتی توصیف کرده است. پارکس خدایان سومر باستان را نسبت به زکریا سیچین بهتر و واقع بینانه تر توصیف می کند .

در واقع زکریا سیچین، آنوناکی را بعنوان یک جامعه متکی بر سلسله مراتب معرفی می کند ولی آنتون پارکس یک واقعیت پیچیده تری را نشان می دهد. آنوناکی فقط یک طبقه از گونه خزنده جنگجو – استعمارگر در میان لشکری از”نژاد های ” خزنده از منشاء های متفاوت است .

 کتاب راز ستارگان تاریک حال عجیبی در من ایجاد کرد که می خواستم زودتر با نویسنده آن صحبت کنم. روز با او قرار گذاشتم و خیلی خوشحال شدم که او پاسخگو سوالات متعددم باشد. و این اولین مصاحبه ای است که در نخستین دیدار با پارکس انجام داده ام.

بخش اول کتاب مصاحبه با آنتون پارکس

آلن گوسنز :

اولین کتاب شما ” راز ستارگان تاریک ” جزئیات جدیدی درباره تمدن سومری وخزندگان آنوناکی و موجودات میان بعدی ارائه می کند . توصیف شما از کیهان پر آب و تاب و شاخ و بال دار است . این اطلاعات دقیق را از کجا آورده اید؟
آنتون پارکس :

در سال ۱۹۸۱ بارقه هایی که شبیه اشعه هایی از نور بودند دریافت می کردم. و خود به خود ظاهر می شدند قادر به کنترل نبودم و آن را مجرا گری (چنلینگ) درنظر نمی گیرم . یک مجراگر می تواند لحظه پذیرنده بودنش را انتخاب کرده و تماس برقرار کند.در ابتدا بارقه ها به شکل آزمایشی ظاهر می شدند ولی هفته های بعد بارقه ها بدون انجام کاری از طرف من به خود به خود فعال بودند. و از طریق نور تجلی پیدا می کردکه با نور محیط  هماهنگی وجود داشت.

این بارقه ها که از بالا روی سرم در سطح هفتمین چاکرا رخنه می کنند این پدیده رابطه مرا با واقعیت متعارف قطع کرده و من از نور و صوتی واضح اشباع می شوم. و اغلب با چهره های آشنا دور و برم پر می شوند این اتفاق که برایم افتاد به خودم آمده ام.

بخش دوم کتاب مصاحبه با آنتون پارکس

آلن گوسنز: شما در کتابتان زبان و لغات سومری را برای ریشه یابی معانی و ارتباط آنها با لغات زبان های امروزی اهمیت داده اید. آیا از پژوهش های مستند های خود استفاده کرده اید یا عناصر خاصی از این زبان در ذهن شما هست؟
آنتون پارکس : زبان به کار رفته هیچ ربطی به فرانسه ندارد و آن را همچون زبان مادریم میفهمیدم .موضوع رمز گذاری زبان به قوت خود باقی و به طبقات میان Gina’abul (سَم به گروهی از نژادهای خزنده به نام Gina’abul تعلق داشت) مربوط  میشد.در هجا شناسی سومری تحلیل عبارت ها را درست انجام دهید تا منجر به شکل گیری کلمه گردیده است. مثلا از لغت سومری Gina’abul (مارمولک (ها)) استفاده میکنیم به معنی “نیای راستین فر” و می توان آن را GINA-AB-UL به تجزیه  کرد.

سوال جالب آلن گوسنز از آنتون پارکس درباره آنوناکی

آلن گوسنز:

زکریا سیچین آنوناکی را یک نژاد واحد بیان می کند. ولی در کتاب شما این موجوداتی که به زمین آمده اند، نژادهای متفاوت تعلق دارند. نژاد خزنده ای که تحت عنوان Gina’abul گروه بندی شده: نژاد Sutum و Amašutu، Kingu و Mušgir. آیا نژاد این موجودات ویژگی های فیزیکی متفاوتی داشته و وضعیت دقیق آنوناکی چطوربوده؟ چرا در الواح سومری نام این موجودات به شکل دقیق ذکر شده؟
آنتون پارکس:

با تشکر از زکریا سیچین، ولی آیا از خود درباره نژاد های Kingú ، Imdugud ( آنزو) و Mušgir پرسیده اند؟ عناصری جداگانه که به تبار آنونا ( Anunna ) تعلق دارند؛ و در تضاد هستند. عبارتها مثل Amašutum و Mìmínu درالواح وجود ندارند من در کتابم به روشنی آنها را بیان کرده ام.

همه این تبارها که اغلب ویژگی متفاوتی دارند به Gina’abul تعلق دارند. مثلا Mušgir (خزنده خشمناک) جز اژدها بالدار بوده است. ‏Kingú با Quingu همسان است و جز تبار سلطنتی Gina’abul محسوب می شود، که در سومری به KIN-GÚ به معنی “حامل فرمان برای سرزمین” تبدیل شده است. در الواح آکدی با Quingu هم دست ملکه تیامات بوده، و در جنگ با آنونا (Anunna)شرکت داشته است، جنگی که دامنگیر قلمرو Gina’abul شد و آنونا را به زمین آورد که بخاطر این تبعیدی های اجباری آنوناکی (آنونای زمین) نامیده شدند. اغلب الواح سومری از ماجراجویی های آنونا روی سیاره آبی (زمین) نوشته اند.

بخش نهایی مصاحبه با آنتون پارکس

آلن گوسنز :

در آخر اینکه شما از یک نوع طبقه “طراح”به نام Kadištu شاره کرده اید. آنها از چه طریقی به منشاء اصلی نزدیک می شدند و عملکرد شان چگونه است؟ آیا شما درباره منشاء غائی و کهن تمامی کیهان ها حرف می زنید؟

آنتون پارکس :
‏Kaddish فرستاده های منشاء اصلی (خدا) هستند؛ و اینکه که مونث ها در میان Gina’abul (کاهنه های Amašutum) و همراه Kadištu هستند به این کاهنه ها به چشم شر نگریسته می شده و همه کاهنه های اعظم سنت آکدی و هم Kadištu (طراحان) راز چاکرا با نمادگرایی عصای چاووش می دانستند.

ماموریت Kadištu اتحاد گونه های کیهان ما به نام منشاء چیزهایی که روی زمین به خدا مربوط می شود. Kadištu شبیه الوهیم کتاب مقدس هستند که به آنها فرشته های خدا (ازمنشاء اصلی) گفته می شود. آنها در ابعاد بالاتر زندگی می کنند و تعدادی از آنها می توانند در بعد سوم فعال باشند.